ابراهيم اصلاح عربانى
706
كتاب گيلان ( فارسى )
ميرزا كوچك خان جنگلى درآمد و به اين گناه خانه موروثى وى در خيابان بيستون رشت توسط عمال دولت انگليس به آتش كشيده شد . سرتيپپور در جريان درگيرى ميرزا كوچك خان با جناح كمونيستهاى كودتاچى به طرفدارى از سردار جنگل پرداخت و به اينجهت از طرف قواى سرخ كودتاچى دستگير و محكوم به اعدام شد ولى بر اثر حمايت و كوشش آزاديخواهان واقعى رشت از مرگ حتمى نجات يافت . بعد از شكست نهضت جنگل به خدمات فرهنگى و هنرى مشغول شد و به تشكيل جمعيت « آكتورال آزاد » همت گماشت و پس از چندى ، ضمن اتحاد با جمعيت « ترقى ايران » تحت عنوان « جمعيت آزاد ايران » مشغول فعاليت فرهنگى و هنرى گرديد . جهانگير سرتيپپور براى تأمين هزينههاى ايجاد قرائتخانه و كلاسهاى اكابر و تأسيس مؤسسات خيريه با نوشتن نمايشنامههاى تاريخى و اجتماعى « نداى وطن » و « عاقبت وخيم » و « عشق خونين » و به معرض نمايش درآوردن اين نمايشنامهها با هيئت تآترال جمعيت آزاد ايران عوايد قابل ملاحظهاى بدست آورد قسمتى از درآمد حاصله را صرف ايجاد قرائتخانه و كلاس سالمندان و قسمت عمدهء آن را به خريد زمين ناصريهء رشت جهت تأسيس بيمارستان اختصاص داد ، بيمارستان مذكور بعدا به همت مردم نيكوكار رشت و سهميهء عوارضى كه شهردارى رشت از برنجهاى صادراتى اخذ مىنمود در همين زمين ساخته شد كه به نام بيمارستان پورسينا ناميده مىشود . در جريان تشكيل فرقه دموكرات آذربايجان جهانگير سرتيپپور در معيت آزادمردانى چون شيخ بهاء الدين املشى ، حاج سيد حسن اشكورى ، يونس آقاجانى ، حاجى خان كلانترى ، بهرام خان فرزانه و حسين آقا وطندوست در هرهدشت ليسار ستاد نهضت مقاومت ملى را تأسيس نمود و با تجزيهطلبان به مبارزه مسلحانه برخاست . اين نهضت در نوار مرزى بين گيلان و آذربايجان از آستارا تا رودبار و طارم با عوامل فرقه دموكرات آذربايجان شجاعانه جنگيد و بعد از شكست فرقه مذكور به منظور قدرشناسى از خدمات ميهنى از طرف ارتش مفتخر به دريافت نشان درجهء اول شجاعت گرديد . وى از سال 1330 به مدت دو سال و چند ماه از طرف انجمن شهر به رياست شهردارى رشت انتخاب شد و خدمات ارزندهاى نمود كه اهم آنها عبارتند از تهيهء نقشهء جامع شهر رشت وسيلهء دايرهء جغرافيائى ارتش بود . احداث كانالهاى فاضلاب در خيابانهاى اصلى شهر و تأسيس بنگاه حمايت مادران و نوزادان ( كه خود سالها رياست هيئتمديرهء آن را به عهده داشت ) و استقرار كارگاههاى گلدوزى و حصيربافى در مؤسسهء نوانخانهء رشت و تعليم صنايع دستى به اطفال يتيم و بينوايان كه در اين مؤسسهء خيريه نگهدارى مىشدند . سرتيپپور در دوران نمايندگى مجلس در مقابل فراكسيون « كانون مترقى » حسنعلى منصور فراكسيونى به نام فراكسيون « مستقل » تشكيل داد . مؤثرترين خدمت اين فراكسيون تحت رياست وى مخالفت با لايحهاى بود كه به موجب آن مستشاران نظامى آمريكا در صورت ارتكاب جرم از تعقيب و مجازات دستگاههاى قضائى ايران مصون و محفوظ مىماندند و در حقيقت نقشهء مزورانهاى براى استقرار مجدد كاپيتولاسيون بود . وى هنگام طرح لايحه از طرف دولت حسنعلى منصور در جلسهء علنى مجلس با اين لايحه مخالفت كرد و از نمايندگان مجلس مصرا تقاضا نمود كه به چنين لايحهء ننگينى رأى ندهند . سرتيپپور در زمان تصدى نمايندگى مردم رشت خدمات ديگرى نيز انجام داد كه اهم آنها عبارتند از : تحصيل اعتبار براى ساختن راه ( رشت ، فومن و ميانه ) ، گرفتن 200 هكتار زمين از دولت به منظور تأسيس دانشگاه گيلان ، تحصيل اعتبار براى خريد زمين جهت ايجاد فرودگاه در رشت ، تحصيل اعتبار براى ساختمان جديد زايشگاه ، خريد وسائل و لوازم بانك خون براى بيمارستان پورسينا و تحصيل اعتبار براى توسعهء قرائتخانهء ملى رشت . وى از سال 1350 به بعد از كارهاى سياسى كناره گرفت و مجددا به كارهاى فرهنگى و هنرى مشغول شد . از جمله فعاليتهاى فرهنگى وى عضويت در هيئت امناى سازمان ملى حفاظت آثار باستانى ايران ، عضويت در پنجمين كنگرهء بينالمللى باستانشناسى و هنر ايران و رياست هيئتمديرهء سازمان فولكولوريك ايران بود . سرتيپپور با آداب و سنن و فرهنگ قومى خطهء گيلان پيوندى عاشقانه داشت و در احياى گذشتهء افتخار برانگيز گيلان از هيچ كوششى فروگذار نكرد . آثار منتشرشدهء جهانگير سرتيپپور به قرار زير است : 1 - گيلاننامه ، جزوهاى در 54 صفحه ، مصور در تعرفه محصولات كشاورزى و اوضاع طبيعى گيلان . 2 - مجموعهاى به نام « اوخان » مشتمل بر 70 تصنيف گيلكى كه 15 آهنگ آن را خودش ساخته است . 3 - نشانيهائى از گذشتهء دور گيلان و مازندران كه تحقيقى عالمانه مربوط به تاريخ باستان شمال ايران تا زمان ساسانيان است . 4 - ويژگيهاى دستورى و فرهنگ واژههاى گيلكى كه حاوى بسيارى از لغات اصيل و فراموششدهء گيلكى است و در حقيقت نخستين كتابى است كه در زمينهء دستور گويش گيلكى در ايران نگارش يافته است . 5 - نامها و نامدارهاى گيلان كه شامل فهرست الفبائى نام بزرگان علم و هنر و ادب و تاريخ گيلان است . 6 - ريشهيابى واژههاى گيلكى كه متضمن وجه تسميهء شهرها و روستاهاى گيلان مىباشد . شادروان سرتيپپور در آذرماه 1371 به رحمت ايزدى پيوست و در سليمان داراب رشت در كنار آرامگاه ميرزا كوچك خان جنگلى به خاك سپرده شد . سميعى ، ابراهيم پروفسور ابراهيم سميعى در يك خانواده اصيل گيلانى به سال 1294 در تهران به دنيا آمد . تحصيلات ابتدائى و متوسطه را تا سال دهم در مدرسه شرف گذراند . در سال 1312 به همراه پدرش عنايت اللّه سميعى ، وزيرمختار وقت ايران به برلين رفت و دوران متوسطه را در آنجا به پايان رسانيد و در سال 1314 وارد دانشكده طب مونيخ گرديد . تحصيلات طب خود را در آن شهر و بعدا در دانشگاه هايدلبرگ ادامه داد و در سال 1318 فارغ التحصيل شد . از آنپس در دانشگاه مونيخ به عنوان آسيستان جراحى عمومى به كار پرداخت . پس از سه سال